أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

329

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

اين مؤمنان را بنزديك اين كافران هيچ چيز نبود كه مستحقّ عذاب شوند و در حقّ ايشان هيچ بدى نكرده بودند اين انتقام و كينه از ايشان براى آن كشيدند كه ايشان بخداى كه سزاى آنست كه بوى ايمان آورند و وى را عبادت كنند ايمان آورده بودند خدائى كه غالب و قاهر است كسى او را قهر و غلبه نتواند كرد ، عزيز است مذلّت بوى راه نيابد ، پسنديده و ستوده و مستحقّ حمد و مدح و شكرست ، خدائى است كه ملك آسمانها و زمينها وى راست و او بر همه چيز گواهست و به همه چيزى داناست ، هيچ چيز از علم وى فرونشود و غايب نگردد ، بدرستى و حقيقت كه آن كسانى كه بسوختند « 1 » مردان مؤمن و زنان مؤمنه را و آنگه توبه نكردند ايشان راست عذاب دوزخ و عذاب آتش سوزنده ؛ عذاب دوزخ از بهر كفر ؛ و عذاب آتش سوزان از بهر سوختن ايشان مؤمنان را ؛ و اين آتشى ديگر باشد در دوزخ عظيم‌تر و بزرگتر از اوّل . و گفته‌اند : عذاب دوزخ در آخرت و عذاب حريق در دنيا ؛ چنان كه روايت كرده‌اند كه آن آتش بر ايشان گرديد و همه سوخته گشتند ؛ اين در دنيا بود ، و در آخرت باشد ايشان را آنچه باشد . حذيفه گفت : از رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه گفت : يا حذيفة در دوزخ شيرانند و سباع‌اند از آتش و سگان‌اند از آتش و شمشيرها و كلّابها « 2 » از آتش خداى تعالى فريشتگان را بفرستد تا به آن كلّابها « 3 » اهل دوزخ را بركشند و به آن شمشيرها پاره پاره كنند و بخورد آن سگان و سباع دهند هر گه كه عضوى بخورند خداى تعالى عضوى ديگر بيافريند . و روا باشد كه مراد به [ إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ ] اهل مكّه باشند از قريش كه مؤمنان را ميرنجانيدند خداى تعالى ايشان را وعيد فرمود و گفت : ايشان را دو عذاب باشد در آخرت ؛ يكى از براى كفر و دوّم از براى رنجانيدن ايشان مؤمنان را ؛ آنگه ذكر مؤمنان كرد و گفت : بدرستى و حقيقت كه آنان كه ايمان آوردند و عمل صالح كردند و بر بلا و محنت كافران صبر كردند

--> ( 1 ) - سوختن در اينجا بمعنى متعدّى به كار رفته است مانند قول ناصر خسرو : « بسوزند چوب درختان بىبر * سزا خود همين است مر بىبرى را » ( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) در هر دو مورد : « قلّابها » ( بقاف ) . ( 3 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) در هر دو مورد : « قلّابها » ( بقاف ) .